اسلام راهی است نمایان و روشن. راهی به زندگی و کمال. عقیده ای که
جهان هستی را می شناساند و موقعیت انسان را در این پهنه وسیع مشخص می سازد
و هدف اصلی آفرینش او را بیان می کند و برنامه ای که کلیه سازمانها و
تشکیلات زندگی ساز را که از آن عقیده سرچشمه گرفته و بدان متکی است شرح می
دهد و طرز فکر اسلامی را به صورت واقعیتی مجسم در زندگی بشر جلوه گر می
سازد، مانند:
ما معتقدیم که سرانجام بشریت فرمانبر اسلام خواهد شد و جهان در آینده
قلمرو اسلام خواهد گشت. می گوییم راه زندگی، زیرا کلیه لوازم یک زندگی
اجتماعی سعادتمندانه به صورت مقرراتی متین و محکم، و پیوسته و غیر قابل
انفکاک، در برنامه ی آن گنجانیده شده و موجود است. و همین مقررات است که
زوایای مختلف زندگی بشر را اداره می کند و به نیازهای گوناگون وی پاسخ می
دهند و نیروهای انسانی او را در راههای صحیح و ضروری صرف می کند.
آنان که با اندکی دقت به مقررات
اسلامی بنگرند به آسانی درک می کنند که اسلام برنامه زندگی است، بنابراین
کسانی که کوشش می کنند این آیین را در لباس یک اعتقاد درونی و بی ارتباط
به جهان موقعیت یا به صورت یک سلسله تظاهرات و تشریفات خاص به مردم
بشناسانند، کوششی بیهوده و بی ثمر انجام می دهند و مقررات اسلامی خود
جوابگوی آنان است.
منبع :سایت دانشنامه رشد
با سلامی دوباره پیشگاه آقا امام زمان و شما دوستان عزیز با یک سری تغییرات برگشتیم به امید خدا

راهی به جز سجده به در گاهت نمیشناسم
پروردگارم!
به درگاهت سجده می کنم چرا که این لیاقت را دارم که دوستم داشته باشی
پروردگارم!
چه گویم از تنهایی زمین که بسیار دلتنگ وصال مهربانی هایت هستم
پروردگارم!
مددی

دروداها (Vedas) كه شاید بتوان گفت قدیمى ترین و كهن ترین متون دینى (900 سال قبل از میلاد) مى باشند. از خدایان سخن رفته است.
به گفته محققان نوعى شكاكیت در مورد وجود خدا در همه متون هندى به چشم مى خورد. دراوپانیشادها (Upanisad) از خداى «برهمن» و «ایشوارا» خداى یگانه (Isvara) سخن رفته است. طبق این متون، برهما (Brahma) یا خداى خالق، خدایى است فوق صفات كه جز از طریق سلب او را نمى توان شناخت.
در متون كهن چینى نیز از خدا به عنوان «خالق» (Creator) و حكمران بهشت یا آسمان (Suprem Ruler in heaven) كه ناظر جوامع انسانى است و اراده او روند حوادث را بر روى زمین تعیین مى كند، یاد شده است.
ژیلسون مى نویسد: «به آسانى نمى توان به این مطلب پى برد كه مردم یونان تا چه اندازه در این مسیر پیش رفته بودند. تاریخ نگاران هر بار كه خواسته اند در این باره تصمیم بگیرند اتفاق رأى نیافته اند. مع ذلك مى توان به این نكته اشاره كرد كه توحید صریح و خالص را آن جا كه شناخته و پذیرفته اند، یعنى در عالم مسیحى، در صدر عقاید خود جاى داده و اصل اصول شمرده اند .
محققان نوشته اند كه قدیمى ترین خداى آریایى خداى وارونا (Varuna) بوده است كه در «ریگ ودا» هم از آن نام برده شده است. وارونا معمولاً با صفت Vira-Vedas به معناى «مه دان» یا آگاه = كاشف اسرار به كار رفته است. خدایان دیگر همگى گرد این خداى بزرگ و توانا جمع اند.
«دین زرتشتى تعلیم مى دهد كه تنها یك خداى متعال شایسته پرستش وجود دارد، قدرت، نور، زندگى، حقیقت و خوبى. نام خاص این خدا «اهورا مزدا» (Ahuramazda) است (خداى حكیم یا داناى پاك). سراسر «اوستا» به ستایش این خداى واحد اختصاص دارد:
خدا در دین یهود «یهوه» و «الوهیم» است. یهوه یعنى كسى كه هست و در تورات رازق و مالك هم دانسته شده است. در تورات یهود خدایى یگانه و واحد معرفى شده و خدایان دیگر نفى شده اند. یهوه بزرگ ترین خدا و پادشاه خوانده شده است. در متون یهودى صفات انسانى و اعضاء و دست و پا براى خدا معرفى شده است. یهوه در عین حال كه نامرئى است اما در عالم، حضور و تجلى (Shekhinah) دارد و در بین بنى اسرائیل حاضر است.
ردولف اُتّو (Rudolf otto) فیلسوف و پدیده شناس بزرگ دین می نویسد : تصویر موحّدانه خدا در مسیحیت از چنین صفاتى برخوردار است: روح و حیات، عقل، هدف، اراده نیك، برترین قدرت، وحدت، خودیت. و البته این چیزى است كه عقل ما آن را مى فهمد (Rational) ولى خدا معقول نیست بلكه نامعقول (Irrational) است و باید آن را احساس (Feeling) كرد نه این كه بدان معتقد (Belief) بود.در مسیحیت با دو مسأله مهم در مورد خدا روبرو هستیم: یكى مسأله تثلیث (Trinity) و دیگرى مسأله حلول خدا در مسیح (Incarnation) كه از نظر فلسفى به نوعى انسان مآبى (Anthropomorphism) و تبدیل خدا به انسان یا تبدیل انسان به خدا منجر مى شود.
خداى دین اسلام «الله» است كه به معناى معبود و ذات شایسته پرستش یا موجودى كه همگان نیازمند اویند و به او روى مى آورند و شیفته و شیداى او هستند مى باشد.ایزوتسو محقق نامدار معاصر بر این اعتقاد است كه واژه «الله» پیش از ظهور اسلام در میان اعراب بت پرست عصر جاهلیت رواج داشته است و لذا با آمدن اسلام و معرفى خدا به صورت «الله» این نام براى مشركان عرب نامى آشنا بوده است.(62) در قرآن 2702 بار این نام مقدس به كار رفته است و خصوصیاتى از این قبیل براى او ذكر شده است، بى همتا، مقصود همه، یگانگى و بدون شریك بودن، نزائیده و نازاینده، خالق تمام جهان و موجودات، مربى و پرورنده همه موجودات، قدرت مطلق، كسى كه حیات و مرگ مطلقاً در دست اوست، آغاز و انجام همه چیز از او و به اوست، نور آسمان ها و زمین، معبود همگان، فرزند نداشته و كسى را به فرزندى انتخاب نكرده است، او هر روز در كارى است، همه موجودات بدو محتاج بوده و از او استمداد مى كنند، غنى و بى نیاز مطلق، پادشاه مردم، هدایت و گمراهى و عزت و ذلت جمله به دست اوست، صاحب اراده حكیمانه، علم مطلق، شنوا، بینا، سخنگو، نزدیك، برآورنده حاجات، روزى دهنده موجودات، حسابرس اعمال، بیم دهنده كافران، دوستدار مؤمنان و مجاهدان، مهربان نسبت به بندگان، حیات محض، شفادهنده بیماران، بیزار از مشركان، توبه پذیر و آمرزنده گناهان، حامى حق جویان و دشمن
ستمگران است .
ادامه مطلب
سلام بچه ها . نمی دونم چی شد الان از خواب بیدار شدم تصمیم گرفتم راجب انفاق صحبت کنم . قبلا هم صحبت کرده بودم ولی به خاطر اهمیت مسئله بازم می گم .
انفاق یعنی به جریان انداختن مال . یعنی اینکه از داراییت استفاده منی و نگهش نداری . خداوند در قرآن خیلی جاها به بحث انفاق پرداخته . مثلا اگه اشتباه نکنم در سوره ی بقره از آیه ی 261 تا 274 .
اگه بخونین می فهمین که خدا می گه (261 ) : کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند ، همانند بزری هستندکه هفت خوشه برویاند; که در هر خوشه یک صد دانه باشد ; و خداوند آن را برای هر کی بخواهد ( و شایستگی داشته باشد )دو یا چند برابر می کند ; و خداوند ( از نظر قدرت و رحمت )وسیع ، و ( به همه چیز ) داناست .
حالا می بینی کالایی که انفاق می کنی خدا حداقل اون رو واست 700 برابرش می کنه .
آداب انفاق یکیش رو بگم . صدقه رو آشکارا بدیم یا پنهان ؟
اول بیایم ویژگی های هر کدوم رو برسی کنیم خوب .
ویژگی های آشکارا دادن صدقه :
1) انگیزه ایجاد کردن برای دیگران
2) امیدوار شدن فقرا و تهی دستان
3) ایجاد همکاری و افزایش کیفیت و کمیت کار
4) فاصله ی طبقاتی را بین انسان ها کم می کند
ویژگی های پنهانی دادن صدقه :
1) اخلاص بیشتری دارد و ریا نمی شود
2) آبرو و شخصیت فقرا امن تر است
3) ار منت و اذیت پیشگیری می شود
4) ار سو استفاده ها جلوگیری می شود
حالا با این حساب ما آشکارا انفاق کنیم یا پنهانی ؟ هر کدوم مزایای خودشون رو دارن .
تا اون جایی که از سخنان اهل بیت برداشت میشه به این صورت هست که :
صدقات واجب را آشکارا پرداختن بهتر است ( خمس ، زکات و.... )
صدقات مستحبی را پنهانی پرداختن . حتی مثالی که می زنند ، که اگه با دست راست چیزی دادی دست چپت متوجه نشه .
همه ی ما این جمله رو با هم تکرار کنیم .
من که از همین الان تصمیم گرفتن تا می تونم از وقت ، آبرو ، مال و هرچی که خدا بهم داده انفاق کنم . اونی که باید ببینه مطمئنم که می بینه .
درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و آخر کار دلبری بر گزیده ام که مپرس
آنچنان در هوای خا ک درش میرود آب دیده ام که مپرس
من بگوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس
سوی من لب چه میگزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس
بی تو در کلبه گدایی خویش رنجهایی کشیده ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق بمقامی رسیده ام که مپرس
آبی
خدایا بزرگتری از هر بزرگی . بخشنده تری از هر بخشنده ای . مهربان تری از هر مادری .
خدایا به من بنما نهان را ، نشانم بده آشکار را ، بفهمانم حضورت را .
خدایا ببخش به من مهرت را ، عطا کن به من نعمتت را ، فزونی دار فضلت را .
خدایا بپوشان گناهم ، بگذر از خطایم ، نشانم بده راهم .
خداوندا عشق را زنده کن با یاد خودت
خداوندا عشق را پاینده کن با وجود خودت
خداوندا عشق را یاد کن با یاد خودت
خداوندا عشق را عطا کن به لطافت خودت
خداوندا عشق را بنما به عظمت خودت
پروردگارا ، دلها با یاد تو نرم است ، بی یاد تو سنگ
پروردگارا ، راه با تو سهل است ، بی تو سخت
پروردگارا ، فکر با تو آزادست ، بی تو زندانست
پروردگارا ، زندگی با تو زندست ، بی تو مردست
خدایا آغشته کن دستم را به هنر خودت ، قلبم را به مهر خودت ، فکرم را به یاد خودت
خدابا دستم به سوی تو ، پایم در راه تو ، زبانم به ذکر تو ، قلبم به یاد تو ... ![]()
همیشه دو چیز رو با یاد داشته باشد :
1) محبت دیگران نسبت به خودت
2) بدی خودت نسبت به دیگران
و همیشه دو چیز را فراموش کن :
1) محبت خودت نسبت به دیگران
2) بدی دیگران نیبت به خودت
همیشه طوری رفتار کن ، که می پسندی آنگونه با تو رفتار شود .
وای خدایا چه جوری میشه که یه موجود مثل ما انسان ها رو اینقدر وابسته به خودت به وجود میاری . بعد کاری می کنی که بعضی وقت ها فراموشت می کنیم و ازت دور می شیم . ایا درسته که ما همه خوبیم ؟
خدایا اگه همه ی ما رو دوست داری پس کاری کن که ما هم همه همدیگه رو دوست داشته باشیم .
نمی دونم چیزی بهتر از عشق به ما انسان ها عطا کردی یا نه . اگر هم این کارو کردی من تا حالا پیداش نکردم . امیدوارم هیچ وقت هم پیداش نکنم چون عشق حودش جزو بهترین هاست .....
بچه ها برام نظر بدین . هر کی فکر می کنه من خولم بگه . ولی می دونم که نیستم .
ای محمد به بندگانم بگو : مگر هر عاشقی خلوتش با معشوق خود را دوست ندارد ، پس جرا وقتی شب فرا می رسد غفلت می کنند و به در خانه ی من نمی آیند . می خوابند .
یا حق .....
این لحظه " اکنون " است ، بدان که چگونه بی هراس باید آن را زندگی کنی .
اگر کهنه ها را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند .
به خدا اعتماد داشته باش . خدا هرگز فرزندانش را رها نمی کند .
کلمه قدرت است . کلمه جهان را دگرگون می کند ، انسان را نیز .
روح جهان به شادمانی شما بسیار نیازمند است .
انسان فرزانه کسی است که به جای کشتن امیالش می تواند آنها را مهار کند .
بچه ها سعی کنید روی این جمله ها فکر کنید و اونایی که به نظر خودتون درست می یاد رو تو زندگیتون به کار ببرید . اگر هم شک دارید خوب امتحان کنید . فکر کنم ارزش امتحان رو داشته باشه . توی تلویزیون یه دکتر روانشناس حرف خیلی قشنگی زد :
انسان نرمال انسانی هست که سر در آسمان ها ( معنویات ) و پا روی زمین داشته باشه ( واقعیات ) .
از یک سو می دانیم که جست و جوی خدا مهم است . از سوی دیگر زندگی فاصله میان ما و او می آفریند . احساس میکنیم الوهیت ما را نادیده می گیرد یا گرفتار مشغولیت های روزمره مان شده ایم . این احساس گناهی در ما به وجود می آورد ؛ یا به خاطر خدا زندگی را بیش از حد انکار می کنیم و یا به خاطر زندگی خدا را بیش از حد انکار می کنیم .
<< خدا در زندگی است و زندگی در خدا >>
سعی کنیم از بین خوب و خوبتر ، خوبتر رو انتخاب کنیم .
فعلا یا حق ......
3:21 AM
دیشب رفتم حرم ، امروز صبح هم رفتم که برم ولی به قول بعضی ها مثل اینکه نطلبید که من اصلا به این حرف اعتقاد ندارم . دیروز که رفتم امام رضا (ع) ( الهی فداش شم ) خیلی مهمون نوازی کرد ، خیلی حال داد ، وقتی دیکه داستم ازش دل می کندم که بیام خونه بهم گفت ، درسته که اومدی میونت را با خدا خوب کنی ، ولی بنده ی خدا هم فراموش نشه . یک دفعه یادم افتاد که یه بنده ی خدا هست که فکر کنم خیلی از دستم نا راضی هست ، واسه همین هم تصمیم دارم که امروز بهش تلفن بزنم و جویای حالش بشم .
>> اگه می خوای میونت با خدا خوب بشه ، اول میونت رو با بنده های خدا خوب کن <<
استاد می گوید :
دو خدا وجود دارد . خدایی که استادان دانشگاه درباره ی او به ما می آموزند و خدایی که خود به ما می آموزد . خدایی که مردم همیشه درباره اش صحبت می کنند و خدایی که خود با ما سخن می گوید . خدایی که هراسیدن از او را آموخته ایم و خدایی که از عطوفت با ما سخن می گوید .
دو خدا وجود دارد . خدایی که در بلنداست و خدایی که در زندگی روزمره ی ما حضور دارد . خدایی که از ما می طلبد و خدایی که قرض های ما را می بخشد . خدایی که ما را با آتش دوزخ تهدید می کند و خدایی که بهترین راه را نشان ما می دهد .
دو خدا وجود دارد . خدایی که ما را زیر بار گناهانمان خورد می کند و خدایی که با عشق خویش ما را آزاد می سازد .
>> مکتوب ، پائولو کوئلو <<
خداوند نور نجات من است از که بترسم ؟
خدا جاهایی زندگی می کند که به او اجازه ی ورود داده باشند .
تصمیم های خداوند اصرار آمیز است ، اما همواره به سود ماست ( حکیم ) .
کسی که می بخشد قلب خود را می شوید و معطر می کند .
خداوند هرگز وارد مغز شما نخواهد شد . دری که او استفاده می کند قلب شماست .
عشق نه دادن است نه گرفتن .... شراکت است .

