خداوند عزّ و جلّ خطاب به يهود ميكند:
قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ ا لاْ خِرَةُ عِندَ اللَهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَـ'دِقِينَ * وَ لَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدَا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَهُ عَلِيمُ بِالظَّـ'لِمِينَ.[49]
«اي پيغمبر! به قوم يهود (كه مدّعي هستند افراد مقرّب در نزد خدا بوده و آخرت و بهشت منحصراً در تملّك ايشان است) بگو:
اگر سراي جاوداني و بهشت در نزد خداوند فقط براي شماست و براي ديگران از آن بهرهاي نيست، پس اگر در اين دعوي راست ميگوئيد تمنّي و درخواست مرگ را بنمائيد؛ و ابداً آنها چنين تمنّائي نخواهند نمود، بواسطة آن اعمال و كردار ستمگرانهاي كه به جا آورده و زودتر از خود به جلو فرستادهاند. و البتّه خدا به ستمگران داناست.»
يعني آنكه عمل صالح انجام داده و به حقوق دگران تجاوز ننموده و از مقام عبوديّت و بندگي خدا منحرف نشده، طبعاً با خدا ربط و آشنائي پيدا نموده است و اين انس و ربط موجب گرايش و محبّت لقاء و ديدار اوست؛ و چون مرگ عبور براي لقاء و ديدار است پس بايد عاشق مرگ باشد، چون عاشقِ محبوب، عاشقِ راهي است كه او را به معشوق رهبري كند. و نيز ميفرمايد:
قُلْ يَـ'´أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُو´ا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ م النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَـ'دِقِينَ * وَ لاَ يَتَمَنَّوْنَهُ و ´ أَبَدَا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَ اللَهُ عَلِيمُ بِالظَّـ'لِمِينَ.[50]
«اي پيغمبر بگو: اي مردماني كه يهودي شدهايد! اگر چنين ميپنداريد كه شما فقط اولياي خدا هستيد نه سائر افراد مردم، پس تمنّي و آرزوي مرگ كنيد اگر راست ميگوئيد! و ابداً چنين تمنّائي نخواهند نمود بعلّت گناهان و تجاوزاتي كه نمودهاند و به خود و ديگران ستم نمودهاند؛ و خداوند به ظالمين داناست.»
آن كسيكه به عالم غرور دل ميبندد و عالم هستي را فقط از دريچة چشم شهوت و غضب و استثمار و تعيّن و حكومتهاي ناروا ملاحظه ميكند، يعني در عين جهل فرو رفته و با عالم واقع در همان متن واقعيّت فاصله گرفته، از خدا دور شده و سرتسليم در مقام عبوديّت او فرود نياورده، ابداً عاشق خدا نيست؛ دعواي كاذب دارد. او از اولياي خدا نيست، چون وليّ، عاشق مولاي خود است. او محبّ نيست، چون محبّ مشتاق زيارت و لقاي محبوب است. يهود كه مدّعي هستند فرزندان برجستة آدمند و آنها در قيامت به آتش نميسوزند مگر ايّام مختصري و همان چهل روزي كه تمرّد حضرت هارون وصيّ موسي را نموده و گوساله پرست شدند، در اين دعوي دروغ ميگويند؛ چون آثار محبّت در پيكرة وجود و در شراشر عمل ظاهر ميشود و كردار، معرّف صفات و ذات و طرز تفكّر است.
آنها عاشق دنيا هستند، مشتاق جمعآوري مال و ثروتاند؛ و لذا عاشق هر راهي هستند كه آنها را به معشوقشان برساند گرچه قتل نفوس و نهب اموال محترمه باشد. آنها عاشق حيات و زندگي عالم غرورند نه ابديّت و سرمديّت.
يافتم من مرگ خود، خود زندگي است زندگيّم سربسر پايندگي است
اقْتُلوني اقْتُلوني يا ثِقاتْ إنَّ في قَتْلي حَيَوةً في حَيَوةْ [51]
کتاب معادشناسي/ جلد اول/ قسمت سوم: ملاک قرآن برای شناسائی مؤمن، إشتیاق أمیرالمؤمنین علیه السلام به مرگ، مبدأ آفرینش
نظز یادتون نره .....


