طبق برخی از روایات، امام قائم (عج) در روز عاشورا قیام می فرمایند. («کشف الغمّه»، ج 3، ص 460)
ارتباط بین روز عاشورا و روز قیام قائم (عج)، یک رابطه ملموس و قابل درک برای هر انسان عاقلی است. چرا که راه و هدف مهدی (عج) همان هدف امام حسین علیه السّلام در ابعاد وسیع و گسترده جهانی است.
در روز عاشورا شمشیر حکم می کرد و در قیام ولی عصر (عج) هم شمشیر پاسخگوی بسیاری از نارسائیها خواهد بود.
عاشورا دغدغه ای نهفته در وجود انسانهای مسلمان است و انتظار فرج و قیام مهدی (عج) هم چیزی است که با سرشت آنان عجین شده است.
اگر واقعه عاشورا با مقدّماتی تلخ و کار شکنیهای یاران یزید به وقوع پیوست، قیام قائم هم با خروج سفیانی ها و دجّالها که موانع اجرای احکام الهی هستند، به منصّه ظهور خواهد رسید.و... عاشورای حسینی نمونه بزرگی برای قیام بزرگتر مهدی موعود (عج) خواهد بود.
«عاقبة الدّار»، لقب امام زمان (عج) است.
در کتاب «ذخیرة الالباب»، «عالم» از القاب حضرت مهدی (عج) نامیده شده است.
«ابو الفضل، عباس بن هشام ناشری»، از اصحاب امام رضا علیه السّلام و متوفّی سال 220 ه.ق است. وی کتابی به نام «غیبت» دارد. («رجال» شیخ طوسی، ص 384)
عبد الرحمن ك اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری
«عبدالله» از اسامی مبارک امام فصر (عج) است.
«عبدالله»، نام شش نفر از «اَبْْدال» است. آنان نخستین افراد از 313 نفر یاران مخصوص قائم (عج) هستند که به ایشان می پیوندند. («الاوائل»، ص33)
«عبدالله سوری»، کسانی است که در دوران کودکی حضرت حجّت (عج)، او را در بستان بنی عامر دیده است. («اکمال الدّین و...»، ص 441)
«عبیدالله بن محمّد» از شیعیان امامی بود که در سال 259 ه.ق متولّد و در سال 322 ه.ق در گذشت. وی مؤسس دولت فاطمیان در مغرب بود که دعوی مهدویّت کرد و شهر «مهدیّه» را در سال 303 ه.ق بنیاد گذارد. («آخرین امید»، ص 212)
«ابو عمر، عثمان بن سعید اسدی عمروی (عمری)» از یاران و شاگردان مورد وثوق امام هادی علیه السّلام و امام حسن عسکری علیه السّلام بود. او را «سمّان» و «زیّات» یعنی «روغن فروش» هم می گفتند. این شغل بخاطر بعضی از مصالح و تقیّه و اختفاء امر نیابت بود. شیعیان اموالی را که برای امام حسن عسکری علیه السّلام می آوردند و به او تسلیم می کردند،او آنها را در داخل خیک روغن می گذاشت و به خدمت آن بزرگوار می فرستاد.امام حسن عسکری علیه السّلام چون نام طولانی او را شنید، فرمودند: «کنیه (ابن عثمان) و (ابو عمرو) در یک مرد جمع نمی شود» و لذا دستور داد که کنیه او را که «ابو عمرو» باشد بر هم بزنند و وی را «عمری» نامیدند. («بحار الانوار»، ج 51، ص 344)
پس از در گذشت امام حسن عسکری علیه السّلام، «عثمان بن سعید» امام را غسل داد و کفن کرد و حنوط نمود و به خاک سپرد. (همان مدرک، ص 346)
در این زمان که امر غیبت صغری هم آغاز گردید، «عثمان بن سعید» از سوی حضرت مهدی (عج) به عنوان نخستین نائب خاصّ آن حضرت، منصوب گشت و واسطه میان امام و شیعیان شد. رحلت او را بعد از سال 260 ه.ق ذکر کرده اند. هنگامی که وی در گذشت، جسدش را در جانب غربی بغداد در «شارع المیدان)، که نزدیک دروازه قبلی قرار داشت، به خاک سپردند و قبر در خود قبله مسجد است. («آخرین امید»، ص 80)
«عدل» لقبامام زمان (عج) است.
«عزّة» از القاب حضرت حجّت (عج) است.
«عیکریة»،نام فرقه ای است که امام حسن عسکری علیه السّلام را امام قائم می دانند و قائلند که او نمرده و برخی گفته اند که وفات کرده و بعد از آن زنده شده است. («نجم الثاقب»، باب چهارم، ص 216)
طبق برخی روایات، «عصائب» یاران حضرت مهدی (عج) در عراق هستند که هنگام ظهور آن حضرت خود را به مکه می رسانند و با او بیعت می کنند. («المجالس السنیّه»، ج 5، ص 699)
با توجه به معنی «عصائب» که جمع عصبه و به معنی «جوانمردان رشید و نیرومند» است، به این نتیجه می رسیم که یاران مهدی (عج) باید چنین باشند.
از جمله خصائص و ویژگیهای حضرت قائم (عج) در هنگام ظهور این است که «عصای حضرت موسی علیه السّلام» همراه آن حضرت می باشد.
در «الغیبة» نعمانی روایتی است از حضرت صادق علیه السّلام که فرمودند: «عصای حضرت موسی از شاخه درخت آس بود که در بهشت کاشته شده بود و هنگامی که به سمت مدین رفت، جبرئیل آن را برای او آورد و آن عصا و تابوت حضرت آدم علیه السّلام در دیباچه طبریه است و کهنه و متغیّر نمی شود تا اینکه آنها را قائم (عج) هنگام خروج، بیرون آورد». («نجم الثاقب»، باب دوم، ص 126)
در روایتی دیگر عنوان شده که آن عصا در غاری در انطاکیه است.
«عصر» لقب مهدی موعود است. این نام در قرآن مجید هم مذکور است، آنجا که می فرماید:
«والْعَصْر (عصر / 1)
سوگند به عصر».
مفسّرین یکی از وجوه تفسیری این آیه را، عصر حضرت بقیّةالله (عج) عنوان کرده اند. («نورالثقلین»، ج 5، ص 666)
«عقید»، خادم امام حسن عسکری علیه السّلام بود که مکرّر به دیدار حضرت مهدی (عج) نائل شده و او اوصاف مبارکش را بازگو کرده است. و هنگامی که امام علیه السّلام می خواست فرزند بزرگوارش را به حضور بطلبد به او دستور می داد که داخل خانه شده، آن حضرت را به محضر پدر بزرگوار بیاورد. («بحار الانوار»، ج 52، ص 16)
«گوسفندی را که به عنوان حفظ جان نوزاد و طفل از گزند حوادث قربانی می کنند، «عقیقه» می گویند». («وسائل الشّیعه»، ج 11، ص 489)
پس از نولد مهدی موعود (عج)، امام حسن عسکری علیه السّلام دو گوسفند برای «ابراهیم بن ادریس» می فرستد و می نویسد:
«این گوسفندها را ذبح کرده، به عنوان عقییقه مولایت (حضرت قائم «عج») بخور و برادرانت را دعوت کرده اطعام بده»
آن امام بزرگوار همین عمل را به چندین نفر دیگر هم توصیّه می کنند تا انجام دهند. («الغیبة»، شیخ طوسی، ص 148)
عالماتی که بیانگر ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) می باشد، دو قسم است:
یکی علامات حتمیّه و دیگری علامات غیر حتمیّه. برخی از علامات حتمیّه بدین ترتیب است:
خروج دجّال، صیحه و نداء آسمانی، خروج سفیانی، فرو رفتن لشکر سفیانی در بَیداء، قتل نفس زکیّه، خروج سیّد حسنی، ظاهر شدن کف دستی در آسمان، کسوف آفتاب در نیمه ماه رمضان و خسوف ماه در آخر آن، آیات و علاماتی که در ماه رجب ظاهر می شود و اختلاف بنی عبّاس و انقراض دولت ایشان.
قسمی دیگر از علائم ظهور، علائم حتمیّه است.(این علائم بسیار است که بعضی از آنها ظاهر شده و برخی هنوز واقع نشده است).
«حاج شیخ عبّاس قمی» در کتاب «منتهی الآمال»، باب چهاردهم، فصل هفتم، علاوه بر ذکر علائم حتمیّه، به ذکر 21 مورد از علائم غیر حتمیّه پرداخته است که چند نمونه آن در ذیل می آید:
«خراب شدن مسجد کوفه»، جاری شدن نهری از شطّ فرات در کوچه های کوفه، ظاهر شدن ستاره دنباله دار در نردیکی ستاره جُدََیّ، خراب شدن مسجد براثا، مسخ شدن طایفه ای به صورت میمون و خوکها و ...»
علائم غیر حتمیّهك علائم حتمیّه
«جمال الدین، حسن بن یوسف بن مطهّر حلّی» معروف به «علامه حلّی»، از علمای برجسته قرن هشتم هجری است که در سال 726 ه.ق از دنیا رفت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. او در تمام علوم اسلامی استاد ماهری بود و تألیفات او را بیش از 500 جلد تخمین زده اند. وی «سلطان محمّد خدابنده» پادشاه مغول را شیعه کرد و در این مسیر خدمت بزرگی به مذهب جعفری نمود.
«علامه حلّی» از کسانی است که به دیدار آقا امام زمان (عج) نائل آمده و از وجود این خورشید فروزان بهره ها برده است. («حضرت مهدی (عج)، فروغ ...»، ص 249)
علقمیّه كاقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری
«ابوالحسن، علی بن عمر اعرج کوفی» از یاران امام کاظم علیه السّلام بود. وی کتابی به نام «الغیبة» درباره مهدی صاحب الزّمان (عج) نوشته است. («رجال» نجّاشی، ص 194)
«علی بن بلال»، از شخصیّتهای بزرگ و مورد اعتماد شیعه است که شهادت داده، امام حسن عسکری علیه السّلام، فرزندش مهدی (عج) را به چهل نفر از شیعیان نشان داده و خود او یکی از آنها بوده است. («ینابیع المودة»، ج 3، ص 123)
«ابوالحسن، علی بن حسن بن محمّد طائی جرمی شاطری) معاصر حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام بود. وی کتابی به نام «الغیبة» درباره حضرت قائم (عج) نوشته است. («فهرست شیخ طوسی»، ص 118)
«شیخ زین الدّین، علی بن فاضل» اهل مازندران و از شهرکی به نام «إبْریم» بود. («نجم الثّاقب»، ص 296)
وی یکی از شیوخ صالح باورع و ساکن نجف اشرف بود که در حدود سال 690 ه.ق طی یک ماجرائی که خودش نقل کرده است وارد«جزیره خضراء» شده و در آنجا با یاران خاصّ آن حضرت به گفتگو نشسته است.
«علی بن فاضل»، داستان خود را به طور مفصّل همراه با مسائلی در کتابی به نام «الفوائد الشّمسیّة» آورده است.
خلاصه ماجرا از زبان علی بن فاضل مازندرانی:
«وارد شهری از شهرهای غرب (اسپانیا) شدم، مرکبهائی از بلاد امام عصر (عج) وارد آنجا شد، یکی از مسافرین آنها پیر مردی بود که چون مرا دید گفت: نام تو چیست؟ گمان می کنم علی باشد.
گفتم آری،
گفت: نام پدرت چیست؟ گویا فاضل باشد.
گفتم: آری، چه خوب نام من و پدرم را می شناسی.
گفت: بدان که نام واصل و وصف و خصوصیّات تو را برای من بیان کرده اند و من تا جزیره خضراء با تو هستم.
بسیار خوشحال شدم. مرا با خود به دریا برد، روز شانزدهم به آب سفیدی رسیدیم، پرسیدم اینجا کجاست؟
گفت: بحر ابیض است و آن، جزیره خضراء است، که این آب سفید اطرافش را گرفته است و به حکمت خداوند چون کشتیها و وسائل نقلیّه دیگر دشمنان به اینجا رسند غرق می شوند و به آن حضرت دست نیابند.
سپس وارد جزیره خضرا شدیم و رفتیم در مسجد، شخصی به نام «سیّد شمس الدّین» را دیدم که می گفت: من از نوه های امام عصر (عج) هستم. (نوه پنجم). پس از گفتگوئی به او گفتم: هرگز امام را دیده ای؟
گفت: «نه ولی پدرم نقل کرد که صدای امام را شنیده ام و خودش را ندیده ام و امّا جدّم، هم خودش را دیده است و هم صدایش را شنیده است».
آنگاه با آن سیّد از شهر بسرون رفتیم و به پیر مردی رسیدیم، از سیّد احوال آن پیر مرد را پرسیدم، گفت: «این کوه را می بینی، در وسط آن جای خرّمی است و در آن چشمه ای است و کنار چشمه، قبّه ای است و این مرد با رفیقش خادم آن قبّه است، من هر صبح جمعه می روم آنجا خدمت امام عصر (عج) (البته با توجّه به آغاز ماجرا خود امام را نمی بیند و صدایش را نمی شنود) و در قبّه دو رکعت نماز می خوانم و کاغذی می یابم که در آن حکم مرافعه ای را که در هفته به من رجوع می کنند در آن نوشته، کا غذ را برمی دارم و هر چه در آن نوشته به آن عمل می کنم».
علی بن فاضل می گوید: از خادمها خواهش کردم مرا به حضور امام (عج) ببرند، گفتند: راهی ندارد، آن رفیقم به من گفت: «دستور آمده که تو را به وطن برگردانم، برای من و تو مخالفت روا نیست». («حضرت مهدی (عج)، فروغ ...»، ص 68 به نقل از «اثباة الهداة»، ج 7، ص 371)
«شیخ ابوالحسن، علی بن محمّد سِیْمُری»، چهارمین و آخرین نائب امام عصر (عج) در دوران غیبت صغری بود. او در بغداد در خیابان خلنجی جنب «ربع المحول» نزدیک نهر ابو عتاب و نزدیک آرامگاه «شیخ کلینی» به خاک سپرده شد.
او پس از درگذشت «حسین بن روح» که در شعبان سال 326 ه.ق واقع شد به نیابت مولای خویش برگزیده شد. و قبل از مرگش، از جانب امام زمان (عج) مأمور گشت تا به کسی وصیّت نکند، و کسی را به عنوان «نائب خاصّ» معرّفی ننمایند، و آغاز «غیبت کبری» را اعلام دارد.
«علی بن مهزیار» یکی از زیارت کنندگان جمال عالم آرای یوسف زهراء (س)، حضرت حجّت (عج) است. او می گوید:
«بیست حج به قصد اینکه حضرت صاحب الامر را ببینم انجام دادم امّا میسّر نشد. شبی در رختخواب خود خوابیده بودم، صدائی شنیدم که کسی گفت: ای فرزند مهزیار! امسال به خدمت امام زمان خود خواهی رسید...»
و او به آرزویش رسید. (شرح داستان در کتاب «منتهی الامال»، باب 14، فصل 3، مطالعه کنید.)
در کتب حدیث از سه تن به نام «ابن مهزیار» نام برده شده است که هر کدام روایات و حکایات جداگانه ای دارند. علّامه نوری در «نجم الثّاقب»، باب هفتم، می گوید: «به نظر حقیر اشتباهی در اسم شده و حکایت «علی» را گاهی به او نسبت می دهند و گاهی به «ابراهیم» و گاهی به «محمّد» و واقعه های گوناگون نقل می کنند، و ظاهراً یک واقعه باشد والله العالم». (برای آگاهی بیشتر ر.ک به پا ورقی ص 779 کتاب مهدی موعود (ترجمه ج 13 بحار الانوار))
«عمر بن یزید» برده فروشی بود که ملیکه (مادر امام زمان (عج)) را به فرستاده امام علی النّقی علیه السّلام (بشر بن سلیمان) فروخت. (منتهی الامال باب 14، فصل اوّل.)
«عمرو اهوازی» از کسانی است که امام قائم (عج) را در دوران حیات امام عسکری علیه السّلام زیارت کرده است.
او می گوید: «حضرت عسکری علیه السّلام، فرزند بزرگوارش را به من نشان داد و فرمود: «این صاحب شماست»». (الغیبة شیخ طوسی ص 140)
عناطیسك اقامتگاه قائم (عج) در غیبت کبری
یکی از کسانی که قبل از آمدن حضرت قائم (عج) از «تکریت» خروج خواهد کرد و در دمشق به قتل خواهد رسید، «عوف سلمی» است.
این مطلب در حدیثی از امام سجّاد علیه السّلام بیان شده است. (بحار الانوار ج 52، ص 213)
«عین» لقب امام عصر (عج) است. لفظ «عین الله» در زیارت آن حضرت هم وجود دارد و اطلاق آن بر همه ائمّه علیهم السّلام شایع است.


