تبليغاتX
خدا ، راه ، نور ... امام زمان
خدا در ادیان هندى
دروداها (Vedas) كه شاید بتوان گفت قدیمى ترین و كهن ترین متون دینى (900 سال قبل از میلاد) مى باشند. از خدایان سخن رفته است.
به گفته محققان نوعى شكاكیت در مورد وجود خدا در همه متون هندى به چشم مى خورد. دراوپانیشادها (Upanisad) از خداى «برهمن» و «ایشوارا» خداى یگانه (Isvara) سخن رفته است. طبق این متون، برهما (Brahma) یا خداى خالق، خدایى است فوق صفات كه جز از طریق سلب او را نمى توان شناخت.
 
خدا در ادیان چینى
در متون كهن چینى نیز از خدا به عنوان «خالق» (Creator) و حكمران بهشت یا آسمان (Suprem Ruler in heaven) كه ناظر جوامع انسانى است و اراده او روند حوادث را بر روى زمین تعیین مى كند، یاد شده است.
 
خدا در اندیشه یونانى
ژیلسون مى نویسد: «به آسانى نمى توان به این مطلب پى برد كه مردم یونان تا چه اندازه در این مسیر پیش رفته بودند. تاریخ نگاران هر بار كه خواسته اند در این باره تصمیم بگیرند اتفاق رأى نیافته اند. مع ذلك مى توان به این نكته اشاره كرد كه توحید صریح و خالص را آن جا كه شناخته و پذیرفته اند، یعنى در عالم مسیحى، در صدر عقاید خود جاى داده و اصل اصول شمرده اند .
 
مفهوم خدا در دین زرتشتى
محققان نوشته اند كه قدیمى ترین خداى آریایى خداى وارونا (Varuna) بوده است كه در «ریگ ودا» هم از آن نام برده شده است. وارونا معمولاً با صفت Vira-Vedas به معناى «مه دان» یا آگاه = كاشف اسرار به كار رفته است. خدایان دیگر همگى گرد این خداى بزرگ و توانا جمع اند.
«دین زرتشتى تعلیم مى دهد كه تنها یك خداى متعال شایسته پرستش وجود دارد، قدرت، نور، زندگى، حقیقت و خوبى. نام خاص این خدا «اهورا مزدا» (Ahuramazda) است (خداى حكیم یا داناى پاك). سراسر «اوستا» به ستایش این خداى واحد اختصاص دارد:
 
اهورا مزداى خالق، تابان، پرشكوه، بزرگ ترین، زیباترین،
 
باثبات ترین، حكیم ترین، كامل ترین و سخى ترین روح.
 
مفهوم خدا در دین یهود
خدا در دین یهود «یهوه» و «الوهیم» است. یهوه یعنى كسى كه هست و در تورات رازق و مالك هم دانسته شده است. در تورات یهود خدایى یگانه و واحد معرفى شده و خدایان دیگر نفى شده اند. یهوه بزرگ ترین خدا و پادشاه خوانده شده است. در متون یهودى صفات انسانى و اعضاء و دست و پا براى خدا معرفى شده است. یهوه در عین حال كه نامرئى است اما در عالم، حضور و تجلى (Shekhinah) دارد و در بین بنى اسرائیل حاضر است.
 
خدا در دین مسیح
ردولف اُتّو (Rudolf otto) فیلسوف و پدیده شناس بزرگ دین می نویسد : تصویر موحّدانه خدا در مسیحیت از چنین صفاتى برخوردار است: روح و حیات، عقل، هدف، اراده نیك، برترین قدرت، وحدت، خودیت. و البته این چیزى است كه عقل ما آن را مى فهمد (Rational) ولى خدا معقول نیست بلكه نامعقول (Irrational) است و باید آن را احساس (Feeling) كرد نه این كه بدان معتقد (Belief) بود.در مسیحیت با دو مسأله مهم در مورد خدا روبرو هستیم: یكى مسأله تثلیث (Trinity) و دیگرى مسأله حلول خدا در مسیح (Incarnation) كه از نظر فلسفى به نوعى انسان مآبى (Anthropomorphism) و تبدیل خدا به انسان یا تبدیل انسان به خدا منجر مى شود.
 
خدا در دین اسلام
خداى دین اسلام «الله» است كه به معناى معبود و ذات شایسته پرستش یا موجودى كه همگان نیازمند اویند و به او روى مى آورند و شیفته و شیداى او هستند مى باشد.ایزوتسو محقق نامدار معاصر بر این اعتقاد است كه واژه «الله» پیش از ظهور اسلام در میان اعراب بت پرست عصر جاهلیت رواج داشته است و لذا با آمدن اسلام و معرفى خدا به صورت «الله» این نام براى مشركان عرب نامى آشنا بوده است.(62) در قرآن 2702 بار این نام مقدس به كار رفته است و خصوصیاتى از این قبیل براى او ذكر شده است، بى همتا، مقصود همه، یگانگى و بدون شریك بودن، نزائیده و نازاینده، خالق تمام جهان و موجودات، مربى و پرورنده همه موجودات، قدرت مطلق، كسى كه حیات و مرگ مطلقاً در دست اوست، آغاز و انجام همه چیز از او و به اوست، نور آسمان ها و زمین، معبود همگان، فرزند نداشته و كسى را به فرزندى انتخاب نكرده است، او هر روز در كارى است، همه موجودات بدو محتاج بوده و از او استمداد مى كنند، غنى و بى نیاز مطلق، پادشاه مردم، هدایت و گمراهى و عزت و ذلت جمله به دست اوست، صاحب اراده حكیمانه، علم مطلق، شنوا، بینا، سخنگو، نزدیك، برآورنده حاجات، روزى دهنده موجودات، حسابرس اعمال، بیم دهنده كافران، دوستدار مؤمنان و مجاهدان، مهربان نسبت به بندگان، حیات محض، شفادهنده بیماران، بیزار از مشركان، توبه پذیر و آمرزنده گناهان، حامى حق جویان و دشمن
ستمگران است .
 
برای خواندن متن کامل می توانید به ادامه ی مطلب مراجعه کنید .
 
بحث بعدی << وجوه مشترك در تعاریف و مفاهیم خدا >>
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1385/02/24 و ساعت 4:59 |

در جواب دوست عزیزی که در وبلاگ mehr2000.blogfa.com گفته بودن دین مهم نیست . مهم اینه که آدم به خدا ایمان داشته باشه ، باید بگم که اتفاقا دین خیلی هم مهمه . شما وقتی میخواین محبتتون رو نسبت به یک نفر ثابت کنین چه کار می کنین ؟ خب من باشم کاری رو می کنم که اون طرف دوست داشته باشه ، حالا یا هدیه یا هر چیز دیگه .

حالا اگر شما هم می خواید به خدا ثابت کنید که بهش ایمان دارید باید اول ثابت کنید که دوسش دارید و برای اینکه ثابت کنید دوسش دارید اول باید ببینید که خدا ازتون چی خواسته و چی می تونه خدا رو راضی کنه .

ببینید دین با دین فرق می کنه . با اینکه خیلی از ادیان الهی هستند ولی تا دلتون بخواد تحریف شدن . دین اول از همه به روح و بعد به جسم ما اهمیت می ده . آخه این مسیحیت چه دینی هست که گفته کشیش ها حق ازدواج ندارند ، مسئله ای که هم به روح و هم به جسم انسان ها ضربه ی شدید وارد می کنه و کلا انسان رو از سنت خدا خارج می کنه و آثار سو اون رو میشه در جوامع غربی دید . ( روابت نا مشروع کشیش ها با کودکان پسر )  

همونطور کی می دونید خدا تمام کارهاش روی ترتیب هست . مثلا خدایی که بار ها در قرآن گفته کافیه که اراده کنه تا چیزی رو به وجود بیاره از هیچی ، پس براچی زمین و آسمان رو در شش روز ( یا شش دوران ) به وجود آورد ؟ و همینطور اگر در همه ی حقایق هستی هم نگاه کنید ترتیبی بودن کار ها رو می بینید و درک می کنید . ( بچه ای که نه ماه در شکم مادر زندگی می کنه و به دنیا می یاد در صورتی که خدا می توانست او را در یک لحظه به وجود بیاره )  . حالا مسئله ی دین هم همین هست . خدا از اولین دین شروع کرد و به اسلام خاتمه یافت . بازم یک سیل ترتیبی . و همونطور که شنیدیم خدا با اسلام دینش را بر ما تمام کرد . در اینکه ادیان با هم فرق می کنن و مهم فقط ایمان به خدا نیست که اصلا جای هیچ شکی وجود نداره . دین راه و رسم زندگی هم هست نه فقط راه رسیدن به خدا . دین به ما کمک می کنه که هم این دنیا رو داشته باشیم هم اون دنیا و هم خدا .  

ادیانی مثل دین یهود که کاملا نفی شدن . اگر به قرآن ایمان داشته باشید می بینید که خدا خیلی از بدترین مثال هاش رو با دین یهود زده .

یا همون دین مسیحیت که با روی کار آمدن پولس ( قدیس ) کاملا از این رو به اون رو شد .

اشتباه نکنید خداوند دینش رو با اسلام بر ما تمام کرد نه با مسیحیت . در دین اسلام هست که ربا فقط از مسلمان حرام هست . یعنی از غیر مسلمان ربا حرام نیست . پی می بینید که خدا هم بین مسلمان و غیر مسلمان فرق گذاشته .

و اما پیامبران . ارزش پیامبران در نزد ما باید همه یکی باشند ولی در نزد خدا اینچنین نیست . اونطور که من در مجالس تفسیر شنیدم از استادان فن حضرت ابراهیم بالاترین مقام رو در نزد خدا داره .

و در آخر همین قدر اکتفا می کنم که سرمایه ی زندگی بشریت محبت هست . پس باید ببینیم چگونه می توانیم بیشتر از پیش محبت کنیم .....  ایمان به خدا از صحبت مستقیم با خدا بدست نمی یاد . بلکه با عمل به دستوراتش  هست که با ایمان تلقی میشیم .

یا حق .

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1385/02/21 و ساعت 21:42 |

 

پاداش های صله رحم ( برگرفته از فرمایشات امام باقر (ع) و امام صادق (ع) ) :

1)      اعمال را پاکیزه می کند .

2)      اموال را زیاد می کند .

3)      روزی را زیاد می کنند .

4)      بلاها را دفع می کند.

5)      مرگ را به تاخیر می اندازد . 

6)      اخلاق انسان را نیکو می کند .

7)      انسان را سخاوتمند بار می آورد .

8)      نفس را پاکیزه می کند .

9)      حساب را آسان می کند .

10)   باعث پاک شدن و حفظ انسان از گناه می شود .

 

امام علی (ع) : صله رحم کنید ، هرچند با شما قطع کرده باشند .

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1385/02/18 و ساعت 21:4 |
چه کار کنیم که نزد مردم محبوب بشیم ؟
 
البته محبوبیت نزد مردم رو من به عنوان هدف تعریف نمی کنم ، این فقط یک وسیله هست برای رسیدن به هدف اصلی که محبوبیت نزد خداست .
از نظر هاتون مارو هم بی بهره نزارید .
 
 
+ نوشته شده توسط در جمعه 1385/02/15 و ساعت 13:15 |
قالب قبلی بهتر بود یا این قالب جدیده ؟
 
طراح : خودم .
 
نظر بدین ببینم .
+ نوشته شده توسط در جمعه 1385/02/15 و ساعت 11:2 |

هفت دسته از مردم در روز قیامت در سایه ی عرش الهی اند :

1)      پیشوایی ( سر پرست ) که به عدالت رفتار کند .

2)      جوانی که جوانی خود را در عبادت و بندگی خدا صرف کند .

3)      شخصی که آنقدر دلش از مهر پروردگار سرشار است که هنگام بیرون آمدن از مسجد به فکر دفعه ی بعد باشد .

4)      دو نفری که با هم قرار گذاشته اند که در راه خدا یار و کمک یکدیگر باشند .

5)      کسی که در خلوت با مناجات خدا اشک بریزد .

6)      شخصی که زمینه ی گناه برایش فراهم باشد ولی از خدا بترسد و مرتکب گناه نشود .

7)   شخصی که وقتی مالی را در راه خدا انفاق می کند آنچنان مخفی باشد که در اصطلاح گفته می شود ( وقتی با دست چپ خود انفاق می کند حتی  دست راست او متوجه نشود ) .

 

                       

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1385/02/13 و ساعت 5:38 |
سلام به دوستان خوبم . اول از همه ازتون تشکر می کنم به خاطر نظرهاتون .
در حدیثی از حضرت محمد(ص)داریم که : میزان شناخت ما از دنیای آخرت مانند میزان شناخت یک نوزاد در شکم مادرش است نسبت به این دنیا .
برای بعضی ها که می گن آدم اونجا حوصلش سر می ره اگه بخواد بینهایت سال زندگی کنه . نه اونجا اینقدر تنوع زیاد هست که  اصلا قدرت درکش رو شاید الان نداشته باشیم .
در جایی خوندم یکی از بازارهای بهشت ، بازار صورتک ها هست ، اونجا که بری می تونی خودت رو به هر شکلی که بخوای در بیاری .
این تازه یکیش هست .
شماها دیگه چی شنیدین ازش ؟
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1385/02/11 و ساعت 5:34 |
سلام . از این به بعد هر هفته جمعه ها می خوام یه سوال مطرح کنم . شاید سوال هایی که مطرح می کنم خیلی کلی باشه ولی می تونه جواب های جالبی بهش داده بشه .
 
سوال این هفته : راه های رفتن به بهشت چیست ؟
 
اینو یادت باشه ، بینهایت راه وجود داره برای رفتن به بهشت .
+ نوشته شده توسط در جمعه 1385/02/08 و ساعت 10:0 |

امام صادق (ع) : امام علی (ع) به یارانشان می فرمودند : هر کسی سجده کند بین اذان و اقامه و  جمله ی « رب لک سجدت ، خاضعا ، خاشعا ، ذلیلا » را بگوید خداوند می فرماید ای فرشتگان آسمان به عزت و جلالم سوگند حتما و حتما قرار می دهم  محبتش را در دل مومنین و شکوه و ابهتش را در دل منافقین .

ترجمه ی جملهی بالا این میشه « پروردگارا برای تو سجده می کنم با خضوع ، خشوع و به نرمی »

خضوع : حالت کلی انسان برای نماز ( مثلا گذاشتن دست ها روی ران و .... )

خشوع : توجه قلبی انسان به نماز و حضور قلب و توجه به معانی آیات و جملات .

 

بچه ها خوب توجه کنید . خدا داره قسم می خوره . الکی نیست ها .

آهای آقا و خانمی که می خوای محبوب دیگران بشی نیاز نیست آرایش کنی ( هم بعضی از آقایون و خانوم ها ) و تیپ بزنی بری تو خیابون . نه گوش کن ببین خدا چی گفته . مطمئن باش اگه کاری که خدا گفته بکنی رد خور نداره .

از نظر های خودتون ما رو هم بی بهره نزارید .

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1385/02/07 و ساعت 23:53 |

مراسم مذهبی سنتی اهمیت خاص خودشان را دارند و آن این است که ما را در تجربه ی جمعی پرستش سهیم می کنند . اما هرگز نباید فراموش کرد که تجربه ی مذهبی در درجه ی اول یک تجربه ی عملی « عشق » است . ما می توانیم از کتاب ها پیروی کنیم ، بر قلب خود حاکم شویم و نحوه ی رفتاری خاصی را برگزینیم ولی هیچکدام فایده ای ندارد . این دل است که تصمیم می گیرد و تصمیم دل قانون است .

 

 

او می گفت : «سعی کن فقط زندگی کنی . به خاطر آوردن "سهم "  پیرهاست . » شاید عشق ما را پیش از وقت پیر کند و هنگامی جوان می کند که جوانی ما از دست رفته است . اما چطور می شود آن لحظات را به یاد نیاورد ؟

 

در ساحل رودخانه ی پیدرا

پائولو کوئیلو  

 

 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1385/02/04 و ساعت 14:55 |