تبليغاتX
خدا ، راه ، نور ... امام زمان
سلام عزیزان .
همین الان خبر درگذشت یکی از بهترین دوستانم رو بهم دادن . کاش اشک در چشمانم حلقه نزده بود و توان بهتر نوشتن رو داشتم .
امشب حرم بودم . خدا شاهده واسه همه دعا کردم . هر کس که برای من احترامی قائله یک اخلاص تقدیم کنه به روح پاک عزیز از دست رفته .
یا حق .
+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/29 و ساعت 22:59 |
به نظر شما

امشب رو عید بگیریم  یا ازادار باشیم ؟

می شه با نظر هاتون منو راهنمایی کنید . یا همدیگه رو با نظرهاتون یاری کنید .

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/29 و ساعت 13:40 |

اول از همه سال نو رو به امام زمانمون تبریک می گم و بعد هم به همه ی شما دوستان عزیزی که تو این ۳ ماه من رو یاری کردید . بیاید با هم قرار بزاریم سر سفره ی هفت س  همه به یاد هم باشیم و برای هم دعا کنیم . وقتی ما برای همدیگه دعا کنیم ملائکه برای ما دعا می کنند . این یک حدیث هست . امیدوارم که امسال دیگه همه ی انتظار ها به پایان برسه .

 سال نو مبارک

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1384/12/28 و ساعت 23:41 |

دقت کنین ، اصلا "به یاد بودن" یکی از نشانه های دوستی و محبته و هر دوستی به یاد دوستش هست . لابد برای شما هم اتفاق افتاده که گاهی به دوستی برخورد کردیم ، او پس از احوال پرسی گفته اتفاقا امروز صبح به یاد تو بودم ، همین خبری که او به شما می ده و می فهمد به یادتون بوده ، شما رو خوشحال می کنه . او با این کارش اعلام کرده که واقعا به شما علاقه داره . ما هر چه بیشتر به یاد امام زمانمون باشیم بیشتر به اون حضرت اظهار ارادت و علاقه کردیم .

نکته ی دیگر اینکه دوستی و محبت دو طرفست . وقتی شما متوجه شدین دوستتون به یاد شما بوده ، شما هم بیشتر به یاد او هستین و گاهی براش دعا می کنین و...

ما هم وقتی زیاد به یاد امام زمان باشیم ، متقابلا اون حضرت هم به یاد ما هستند و دعای خیر حضرت پشت سر ماست .

سومین نکته اینکه یاد امام زمان بهترین کمک برای انتخاب راه صحیح و عمل درست در زندگی ماست . وقتی که با گناه و زمینه ی کار نا درستی مواجه می شیم اگه همون موقع به یاد امام زمان باشیم و متوجه باشیم که حضرت از حال ما با خبر هستن ، این معرفت و این یاد ، می تونه بهترین کمک ما در ترک گناه باشه و اون زمانی که با زمینه ی کار خوب و انجام وظیفه برخورد می کنیم ، یاد اون حضرت بهترین مشوق برای انجام اون کار خوبه و وقتی گرفتاری و سختی به سراغ ما بیاد ، نا امید نمی شیم و خودمون رو در بن بست نمی بینیم ; به ویژه وقتی این جمله حضرت یادمون بیاد که در نامه ای به شیخ مفید نوشتند :" ... ما بر اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ جیز از اوضاع و احوال شما بر ما پوشیده نیست ".

موضوع مطلب بعدی : " چگونه بیشتر با یاد امام زمان ( ع ) باشیم "

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1384/12/28 و ساعت 5:20 |

( * برای ظهور آقا امام زمان باید عمل کرد نه دعا

اگه 313 مرد پیدا بشه مولا میاد پس بجای دعا مرد باش * )

 

چرا برای امام زمان دعا می کنیم ؟

خداوند هر کاری را که اراده کند انجام می دهد . اما خداوند در قرآن فرموده : " خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا اینکه آن قوم خود تغییر کنند " یعنی اینکه انسان چون موجودی است که خداوند به آن اختیار و قدرت انتخاب داده باید خواهان هدایت و کمال باشه تا خداوند او را یاری کنه .  وقتی که ما به آنچه از خوبی ها یقین داریم عمل کردیم و هر کار خلاف و بدی رو که یقین داریم خداوند نمی پسنده ترک کردیم و دست به دعا برداشتیم و از خداوند خواستیم که امام زمانمون رو برسونه ، این دعا کردن ما نیاز و اعلام آمادگی برای استقبال از حجت خداست .

فرض کن توی یه روستا مدرسه و معلم نیست ، اداره ی آموزش و پرورش هم خبر داره . اما وقتی مردم روستا هی نامه بنویسند ، استشهاد محلی تهیه کنن و تقاضا کنن ، با این کار به آموزش و پرورش اعلام اشتیاق و آمادگی برای حضور معلم در اون روستا می کنند .

پس ما باید دعا کنیم و با این دعا کردن علاوه بر اعلام آمادگی به خداوند ، اظهار ارادت به امام زمان کردیم و اصلا خود به یاد آن حضرت بودن که یک راهش همین دعاست ، برکات زیادی در زندگی ما داره .

اما اینکه آیا دعای ما اثری داره یا نه ، البته که داره ! مگه می شه آدم در خونه ی خدا رو بزنه و دست خالی برگرده ؟ چه کسی از خدا کریم تر و مهربون تر ؟ اما نکته اینجاست که ما نمی دونیم غیبت حضرت چند سال مقدر شده و چه مقدار از اون به خاطر دعا ها تخفیف داده شده . اما همین قدر می دونیم که با توجه به وعده ی قطعی خداوند که در قرآن و احادیث آمده ، دعا تاثیر داره . از این گذشته ، اگر دعا اثر نمی داشت خود امام زمان ( ع ) به دوستان شون سفارش نمی فرمودند که برای فرج من دعا کنید .

این جمله ی حضرت معروفه که فرمودند : " برای فرج زیاد دعا کنید که با فرج من در کار شما گشایش می شود " . این رو هم بگم که خداوند همه ی بنده هاش رو دوست داره ، همون طور که به همه روزی می ده و به فکر همه هست ، دعای همه بنده ها رو اجابت می کنه ; مگر اینکه به صلاح اونا نباشه یا اونا خودشون با اعمال شون باعث حبس دعا بشن و الا خدا لطف و کرم شو از هیچ کس دریغ نمی کنه .

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1384/12/25 و ساعت 20:52 |
سلام .

خانوم مریم جدیدترین همکار ما هستن . امیدوارم به زودی شاهد اولین پست ایشون باشیم . تا هفته ی اینده یکی دیگر از همکارانمون رو هم معرفی می کنیم .

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1384/12/25 و ساعت 4:23 |

دوستانی که تازه اومدن اول به پست پاییت توجه کنند .

سلام . بعضی از دوستان در مورد پست قبلی به مشکلی بر خورده بودن که نمی دونستن موضوع و روال کاریه وبلاگ چیه . واسه همین من توی یک فایل که واسه دانلود گذاشتم تقریبا روال کاریمون رو توضیح دادم . بعد از پر کردن فرم و انشا الله عضویت در وبلاگ متن کاملی در اختیار شما قرار می گیره که همه چیز در اونجا توضیح داده شده .

دانلود فایل ( 50 KB )

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/22 و ساعت 16:12 |
سلام . داشتم فکر می کردم با خودم گفتم چقدر خوبه که دو تا همکار استخدام کنم . البته حقوقشون رو سره ماه باید برن از خدا بگیرن .

یه همکار خانوم و یه همکار آقا .

هرکس که دوست داشت تویه وبلاگم باهم همکار بشیم می تونه فرم درخواست عضویت رو دانلود کنه و بعد از پر کردن فرم به آدرس زیر پست کنه .

دانلود فرم عضویت ( برای مشاهده نصب ورد آفیس الزامی است )

آدرس ایمیل : ( zizigooloo.tabeta1986@Gmail.com )

از امروز تا ۴ روز دیگر . 

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/22 و ساعت 5:52 |

در آیین زرتشت از او به عنوان " سوشیانت " یا " سوشیانس " ( نجات دهندهی بزرگ جهان )

در میان یهودیان به نام " ماشیع " ( مهدی بزرگ )

در آیین هندی به نام " آواتارا "

در آیین بودایی به نام " بودای پنجم "

در میان برهمائیان به نام " ویشنو "

در کتاب شاکمونی از کتب مقدس دادتک برهمائیان به نام " آخرین وصی ممتاطا " ( محمد )

در کتاب پاتیکال به نام " راهنما " ( هادی ، مهدی )

اهالی طبرستان در انتظار " مارکوکرالیویچ "

ساکنان جزایر انگلستان در انتظار " آرتور "

ایرانیان باستان در انتظار " گرزاسپه "

یونانیان در انتظار " کالویبرگ "

اقوام اسکاندیناوی در انتظار " اودین "

اقوام اروپای مرکزی در انتظار " بوخص "

اقوام آمریکای لاتین در انتظار " کوتزلکوتل "

و چینی ها در انتظار " کرشنا " به سر می برند .

 

اگه دوست داری شباهت های حضرت مهدی با دیگر پیامبران رو ببینی روی ادامه ی متن کلیک کن . ( خیلی جالبه ) .

اگر هم دوست داری بدونی جهان پس از ظهور چه جوریه این فایل رودانلود کن . ( چیزی که همیشه جزو بزرگترین آرزوهام بوده )


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1384/12/21 و ساعت 0:51 |

fdhddn nsj fi nuh fvnhvdl

. بیایید برای ظهور امام زمانمون دعا کنیم .

+ نوشته شده توسط در شنبه 1384/12/20 و ساعت 4:21 |

می خوای چندتا از فن هایی که باعث می شه وبلاگه خوبی داشته باشه رو یاد بگیری این فایل رو دانلود کن و بخون . چند صفحه بیشتر نیست .

ممنون از تمام دوستانی که نظر میدن . شاید تک تک ما اون دنیا به درد هم بخوریم . الان یاد یک حدیث افتادم که نمی دونم از کیه ولی اون حدیث اینه :

خداوند کریم است و با حیا . خداوند حیا می کند از اینکه در روز قیامت شما را جلوی دوستانتان عذاب کند . (  چقدر خدا خوبه  )

پس تا می تونیم دوست پیدا کنیم و دوست داشته باشیم . ( البته دوستی های مشروع و دوستای خوب ) .

 

دانلود متن

+ نوشته شده توسط در جمعه 1384/12/19 و ساعت 21:36 |
برای استفاده از اینترانت تباین اینجا کلیک کنید .

مشخصات لازم برای دسترسی به اینترانت مشهد :

شماره شبکه (اتصال): 9712010

شناسه کاربری: tebyannet

رمز عبور:tebyannet

پشتیبانی: 2238202

+ نوشته شده توسط در جمعه 1384/12/19 و ساعت 7:8 |

سلام بچه ها . نمی دونم چی شد الان از خواب بیدار شدم تصمیم گرفتم راجب انفاق صحبت کنم . قبلا هم صحبت کرده بودم ولی به خاطر اهمیت مسئله بازم می گم .

انفاق یعنی به جریان انداختن مال . یعنی اینکه از داراییت استفاده منی و نگهش نداری . خداوند در قرآن خیلی جاها به بحث انفاق پرداخته . مثلا اگه اشتباه نکنم در سوره ی بقره از آیه ی 261 تا 274 .

اگه بخونین می فهمین که خدا می گه (261 ) : کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند ، همانند بزری هستندکه هفت خوشه برویاند;  که در هر خوشه یک صد دانه باشد ; و خداوند آن را برای هر کی بخواهد ( و شایستگی داشته باشد )دو یا چند برابر می کند ; و خداوند ( از نظر قدرت و رحمت )وسیع ، و ( به همه چیز ) داناست .

حالا می بینی کالایی که انفاق می کنی خدا حداقل اون رو واست 700 برابرش می کنه .

آداب انفاق یکیش رو بگم . صدقه رو آشکارا بدیم یا پنهان ؟

اول بیایم ویژگی های هر کدوم رو برسی کنیم خوب .

ویژگی های آشکارا دادن صدقه :

1)      انگیزه ایجاد کردن برای دیگران

2)      امیدوار شدن فقرا و تهی دستان

3)      ایجاد همکاری و افزایش کیفیت و کمیت کار

4)      فاصله ی طبقاتی را بین انسان ها کم می کند

ویژگی های پنهانی دادن صدقه :

1)      اخلاص بیشتری دارد و ریا نمی شود

2)      آبرو و شخصیت فقرا امن تر است

3)      ار منت و اذیت پیشگیری می شود    

4)      ار سو استفاده ها جلوگیری می شود

حالا با این حساب ما آشکارا انفاق کنیم یا پنهانی ؟ هر کدوم مزایای خودشون رو دارن .

تا اون جایی که از سخنان اهل بیت برداشت میشه به این صورت هست که :

صدقات واجب را آشکارا پرداختن بهتر است ( خمس ، زکات و.... )

صدقات مستحبی را پنهانی پرداختن . حتی مثالی که می زنند ، که اگه با دست راست چیزی دادی دست چپت متوجه نشه .

همه ی ما این جمله رو با هم تکرار کنیم .

من که از همین الان تصمیم گرفتن تا می تونم از وقت ، آبرو ، مال و هرچی که خدا بهم داده انفاق کنم . اونی که باید ببینه مطمئنم که می بینه .

+ نوشته شده توسط در جمعه 1384/12/19 و ساعت 5:14 |
فردا شب تولدمه . 20 سال پیش متولد شدم . همون موقع تقدیرم نوشته شد ولی به اختیار خودم همونطوری که دوست داشتم نوشتمش . معلوم نیست تا کی بخوام این کتاب ظاهرا قطور رو ورق بزنم . معلوم نیست کی به کلمه ای می رسم که می خونمش پایان . پایان ؟ جدی جدی پایان ؟
نه من که باور نمی کنم . من می گم شروع . کتاب قبلی مقدمه ی این کتابی بود که از اون به بعد خواهم خوندش . مقدمه تقریبا فراض و نشیب داشت . بعضی جاهاش آدم رو دلسرد می کرد . تا جایی که تصمیم می گرفتی ببندیش و دیگه نخونیش . مقدمه خیلی جاها مطالبش تکراری بود . ولی کتاب اصلی رو وقتی بخونی غیر از خوبی و تازگی چیزی نداره .
یه روزی تصمیم گرفتم تقدیره نوشته شدم رو عوض کنم . سعی کردم بزنم تو خطه تحریف مقدمه . این کارو کردم . به خدا گفتم زحمتش از من ، کاغذ و دواتش از تو . خدا هم قبول کرد . یه مدت نوشتم . اولش خیلی نوشتن سخت بود . جاهایی که گیر می کردم خدا دستم رو می گرفت کمکم می کرد بنویسم . دوات هم تا دلت بخواد بودش . اصلا غصه ی اونو نداشتم . اینقدر نوشتم تا دیگه رسیدم به آخر مقدمه . به خدا گفتم تموم شد . گفت مطمئنی درست نوشتی گفتم آره . گفتم آره ، همه جاش تو رو از همه بهتر می خوام و فقط تو رو دوست دارم و ..... خدا گفت اگه خواستی بعدا هم می تونی تعقیر بدیش . گفتم نه از خودم مطمئنم .
ولی متاسفانه یه مدت که گذشت دیدم به چیزایی که نوشتم عمل نمی کنم . خواستم باز برم تعقیرش بدم . این دفعه حاضر بودم بازم تمام تلاشم رو بزام پاش که از دفعه ی قبل بهتر بشه . ولی وقتی از خدا قلم و دوات خواستم بهم دیگه نداد . گفت همش رو همون دفعه ی اول تموم کردی .
مقدمه رو باز کردم که بخونم ببینم دفعه ی قبل چی نوشتم . دیدم همش تعقیر کرده . فهمیدم که تقدیم من همون چیزی بوده که همون 20 سال پیش نوشتمش .
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1384/12/17 و ساعت 1:55 |
به ذره گر نظر لطف بوتراب (ع) كند " به آسمان رود و كار آفتاب كند "
مصرع دوم بيت بالا از خود حضرت علي (ع) مي باشد .
سالها پيش يكي از طلابي كه در نجف اشرف درس مي خوانده بر اثر ضعف شديد وسختي روزگار شكايت خود را به حرم اميرالمومنين برده وبا حضرت در ميان مي گذارند حضرت در عالم رويا به وي اين مصرع را تعليم فرموده وبه او مي فرمايند به هند مي روي واين مصرع را براي فلان تاجر معروف هندي مي خواني قضيه تاجر هندي هم به اين شكل است كه وي مصرع اول بيت بالا را در وصف اميرالمومنين مي سرايد و نمي تواند آنرا تكميل كند وبه تمام شعرا اعلام مي كند اگر كسي مصراع دوم را تكميل كند نصف ثروتش را به اضافه امكان ازدواج بادخترش را به فردي كه تكميل كند هديه مي دهد اما كسي نمي تواند مصراعي بگويد كه در شان امام علي (ع) باشدوبه دل تاجر بنشيند تا اينكه ان طلبه آنچه از امام ياد گرفته بودند مي خوانند وتاجر نيز به وعده اش وفا نموده اما از وي مي پرسد : اي جوان تو را به خدا اين كار تو نيست بلكه كار هيچ شاعر ديگري نمي باشد اين طور نيست ؟ ووي نيز حكايت خويش را تعريف مي نمايد. ( ازمقدمه كتابي با موضوع شعر واهل بيت)

http://mehroosh.blogfa.com حتما یه سری بزنید .
+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1384/12/16 و ساعت 9:36 |
سلام .

تازگی رفتم چندتا وبلاگ دیگه سر زدم دیدم که قالب ماها همه مثل همه . واسه همینم تصمیم گرفتم دیگه خودم یه قالب طراحی کنم .

دوست داشتم خیلی ساده باشه . البته اینکه می بینید هنوز آزمایشی هست . نظر خودتون رو راجبش بنویسین .

اینم بگم این اولین بار هست که من از این کارا می کنم . فکر کنم واسه شروع بد نباشه .

نظر بدین راجبش

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1384/12/16 و ساعت 5:27 |
این شعر رو قبلا هم گذاشتم تو وبلاگم . اگه می بینی دوباره میزارم حتما یه دلیل داره دیگه . ولی خوب بخونش . دقیقا حال و روز بعضی از ماها رو میگه .

                                      زندگی

 

جون    می کنیم  تو   زندگی                حس   می کنیم   که زنده ایم

جوونی ها    رو    باختیم   و                 فکر     می کنیم      برنده ایم

نشون  میدیم   که  کوهیم و                هیچکی      حریفمون     نشد

کوه   شدن  اختیاری  نیست                زندگی       مهربون        نشد

تا  یک   شکسته   می بینیم                واسش     چه    اشکا   روونه

خودمونم   خوب    می دونیم                که       از     دل        تنگمونه

دل می شکنیم ، میسوزونیم                اصلا    مهم  نیست  واسمون 

اما   تا   ما   رو   می شکنن                می نالیم    از    دست   زمون

ظاهر     کارم      که    شده                قه   قهمون        به   آسمون

کلی      برو      بیا      داریم                اما    چقدر   بی    هم   زبون

گول     می زنیم     خودمونو                به     آب     و    رنگ    زندگی

عاشقی  رو  می خوایم ولی                برای         رفع        خستگی

به     سادگی   دل    میدیمو               به    سادگی    دل  می کنیم

واسه   یه  لحظه دل خوشی               به    هر   دری   در   می زنیم

روز  و   شبامون     می گزرن               بی    خبر   از    دلگیر    شده

یادش     به   خیر  جوونی رو               وقتی  میگیم    که  دیر   شده

با  همه ی  اون برد  و  باخت               باید    از    اول   زد   و  ساخت

باید     دوباره    آشتی    کرد              باید که عشق رو خوب شناخت

جمله ی    دوست   دارم   و               باید   به   جاش گفت و   شنید

دارو    باشیم    نه    داروغه               باید    به      آیینه          رسید

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/15 و ساعت 8:36 |

درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس

گشته ام در جهان و آخر کار دلبری بر گزیده ام که مپرس

آنچنان در هوای خا ک درش میرود آب دیده ام که مپرس

من بگوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیده ام که مپرس

سوی من لب چه میگزی که مگوی لب لعلی گزیده ام که مپرس

بی تو در کلبه گدایی خویش رنجهایی کشیده ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق بمقامی رسیده ام که مپرس

 آبی

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/15 و ساعت 0:14 |

در آن روزگار ، دیگر نه طبیعت سرکشی خواهد کرد نه زلزله ای خانه بر انداز به پا می شود ، نه سیل های مهیب جاری می گردد ، نه آسمان تازیانه ی کوبنده ی طوفان خویش را بر خانه ها خواهد کوفت ، نه دریا ها طغیان می کند و نه آتشفشان ها فوران خواهد نمود ; زیرا دوران عصیان سپری شده ، زمان طغیان گذشته و عصر تاریک غیبت به اتمام رسیده است . باران می بارد اما به نرمش ، باد می وزد اما به آرامش ، و زمین می گردد اما به آسایش . در نمام گیتی  ، طراوت و لطافت پدید می آید و هستی به کمال خود می رسد .....

برای دانلود متن کامل کلیک کلیک کنید . (96 KB)

حتما نظر بدین .

+ نوشته شده توسط در جمعه 1384/12/12 و ساعت 1:43 |
۲) محبت کن بدون انتظار جبران .

خب مشکل ما اینه که محبت می کنیم . خیلی هم محبت می کنیم ولی محبت هامون به خاطر خدا نیست و همین هست که بیشتر ما از طرف انتظار جبران داریم .

مثلا :

براجی من تو اسباب کشی فلانی کمکش کردم ولی اون نیومد به ما کمک کنه ؟

سعی کنیم همیشه به این فکر کنیم که خدا داره ما رو می بینه و کسی که باید بدونه می دونه . پس دیگه اهمیتی نداره که بقیه بخوان قدر شناس باشن یا نه .

امیدوارم همه به سعی کنن به تک تک این نکات عمل کنن .

نظر بدین .

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1384/12/08 و ساعت 19:16 |
 

از خدا دز خلوت و آشکارا بترس .

این یعنی چی ؟

بسیاری از ما در آشکارا می ترسیم عمل خلافی انجام بدیم . نه اینکه از خدا بترسیم بلکه از بنده ی خدا هست که می ترسیم . ولی یک جا که تنها میشیم دیگه فکر می کنیم هیچ کس ما رو نمی بینه و هر کاری که بخوایم می کنیم . اینجا هست که اگه از خدا خوف داشته باشی و به خاطر خوف از خدا دست به اون عمل خلاف نزنی خیلی پیش خدا عزیز می شی .

انشا الله که همه ی ما اینطور باشیم .

خیلی وقت هست واسه رنگ آبی چیزی ننوشتم . شاید اونم دز کنار همه ی رنگا فراموشش کردم .

نظر بدین .

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1384/12/07 و ساعت 9:48 |